تبلیغات
شور زندگی - دیار یار

شور زندگی

دیار یار

سه شنبه 10 آبان 1384

اولین باری بود كه تنهایی زیارت می رفتم.لازم بود تنها باشم و از

 

هرچه وابستگی وتعلق فرار كنم.انگار اقا امام رضا خواسته بود

 

تنهایی دعوتم كنه.صحن وسرای اقا,میزبان دل تنگم شده بود.

 

د لتنگ بودم,خیلی  د لتنگ...

 

دوست خوبی كه میز بانی تمام مشكلاتم را در مشهد پذ یرفته بود,

 

ویلچرم رو عاشقانه وبا رغبت تو صحن وحرم حركت می داد

 

منو گذاشت یك جای خلوت,بعد هم رفت و بایك زیارتنامه

 

برگشت.زیارتنامه رو گرفتم وشروع به زمزمه كردم.

 

با خوندن هر خط تعلقم از اطراف كمترمی شد,خودم بودم وخودم.

 

جای همه شما خالی بود.موقع برگشت چقدر سبك شده بودم.

 

مثل یك پرنده سبكبال,تو اسمون ابی...

 

 

نوشته شده توسط حمیده

 



[ سه شنبه 10 آبان 1384 - 06:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| حمیده ] [عمومی , ] [+]